یکی ار سخت ترین کارهای بشر در این دنیا شناخت آدمها و پی بردن به ذات اصلی آنهاست . در این دنیا اعتماد کردن کور کورانه به دیگران و یا حتی اعتماد کردن به آنها تنها به خاطر یک حس انسان دوستانه و بالاتر از آن اطمینان کردن به دیگری تنها به خاطر این که یک دوست عزیز و یک شخص بسیار محترم به او اطمینان دارد به نظر من یک خبط بزرگ است. و بدتر از این خبط و اشتباه قرار دادن اطلاعات شخصی و خصوصی به دست این اشخاص است که می توان از این کار نه تنها به عنوان یک خبط بلکه به عنوان یک حماقت بزرگ نام برد از قدیم گفته اند که اگر می خواهی ذات اصلی انسانها را بشناسی بر خلاف رای و نظر آنها رفتار کن و در این صورت است که می بینی که چگونه نقاب زیبای مهربانی که حاکی از مظلومیت و معصومیتشان است کنار می رود و در پشت این نقاب چهره ای می بینی کریه المنظر همراه با ذاتی موحش و خبیث که به هیچ چیز رحم نمی کند و در این زمان است که می بینی که چگونه از اطلاعات شخصیت استفاده می کنند و امنیت و آسایش خانواده ات را بر هم می زنند و در این زمان است که می بینی حنجره ای که معمولا با ماسک کلمات زیبا و مودبانه مزین بود چگونه صد و هشتاد درجه تغییر لهجه می دهد و شنیع ترین کلمات را بر زبان جاری می سازد و در این لحظه است که حرمت عزیزان زنده و مرده ات بی محابا شکسته می شود و در این لحظه است که می فهمی که آدمها چقدر با انسان بودن فاصله دارند و در این لحظه است که می فهمی اطمینان و اعتماد بی جا به هر غریبه و نا آشنایی که دم از آشنایی می زند یعنی چه ؟
دنیا جای عجیببی است و شناخت آدمها از این دنیا عجیبتر و خدا را شکر که در این دنیا هنوز هم هستنند انسانهایی که ذاتشان منور است به نور الهی و مرامشان مرام عشق است و محبت که مراوده و مصاحبت کردن با آنها لذتی است وصف ناشدنی .
خدایا گمراهان را به سمت راست و عاقبتشان را ختم به خیر بفرما.
ضمنا از این که نظرات دوستان را تایید نمی کنم عذر می خواهم علتش را روزی خواهم نوشت.
