فقط می دانم که این روزها در میان رازها به شدت غرق می شوم نمی دانم که تا کی می توانم راز نگهدار خوبی باشم نمی دانم که تا کی می توانم مخزن اسرار دیگران باشم نمی داتم که تا کی باید زبان در کام بگیرم و هیچ نگویم نمی دانم که تا کی باید فقط به دیگران خندید و در مقابل سوالات بی پایانشان لبخند زد نمی دانم که تا کی ...... فقط می دانم که راهی که می روم درست است هر چند که شمیشر سوالات بی پایان در مقابلم قد علم کرده اند و مغزها در مورد من به شدت در حال تجزیه و تحلیلند اما چه باک ؟وقتی هدف مقدس است مردانه در مقابل سوالات و انتظارات بی پایان خواهم ایستاد هر چند که ذره ذره روح و روانم را از بین می برند اما چه غم وقتی که به خوبی می دانم که .......
