با توکل و حول و قوه الهی با قدرت تمام به سوی جلو می روم هر چند که موانع زیاد است اما به قول معروف خدایم از آنها بزرگتر است دیروز بعد از مدتها شهریار را دیدم نمی دانم که ذوق زدگی بیش از حد او از دیدن من بیشتر بود یا ذوق زدگی من از دیدن او دیدارش برایم بسیار لذت بخش بود هر چند که تا سالها او را باز دیگر نخواهم دید اما مطمئنا اینترنت این فاصله ها را کم خواهد کرد هیچوقت فکر نمی کردم که زمانه اینقدر بین ما فاصله بیندازد و هیچ وقت تصور نمی کردم که او پایش به کانادا برسد اما خواستن توانستن است آنقدر خودش را کشت تا بالاخره با یک زن روسی ازدواج کرد و به واسطه او به کانادا رفت یادش به خیر روزگاری داشتیم با این بشر .الان ساعت یک و نیم نصف شبه و چشمانم پر از خواب پس تا بعد ................................